این همه تمرین برای چیه؟ وقتی اینستاگرام به جای راهنمایی، ورزشکار را گیج میکند
امروز فقط با چند دقیقه چرخیدن در اینستاگرام، میتوانیم دهها و حتی صدها تمرین مختلف ببینیم.
یک ریلز درباره قدرت است، یکی درباره موبیلیتی، یکی درباره تمرینات انفجاری، یکی درباره عضلهسازی، یکی درباره عملکرد ورزشی و یکی هم یک حرکت عجیب و جدید معرفی میکند و میگوید:
«این تمرین رو حتماً امتحان کن!»
ورزشکار هم همهی اینها را میبیند.
ذخیره میکند.
و کمکم تعداد تمرینهایی که میشناسد بیشتر و بیشتر میشود.
اما یک سؤال مهم همچنان بیجواب میماند:
من دقیقاً کِی باید این تمرین را انجام بدهم و اصلاً چرا؟
مشکل، زیاد بودن تمرینها نیست
تمرینهای زیادی که در شبکههای اجتماعی میبینیم لزوماً تمرینهای بدی نیستند.
هر کدام میتوانند در شرایط خاصی کاربرد داشته باشند.
مشکل از جایی شروع میشود که یک تمرین را بدون دانستن هدف و جایگاهش در برنامه ببینیم و فقط به خاطر اینکه جالب به نظر میرسد، وارد تمرین خودمان کنیم.
مثلاً یک ورزشکار ممکن است یک حرکت انفجاری ببیند و فکر کند چون برای افزایش توانایی انفجاری است، پس باید آن را هر روز انجام دهد.
یا یک حرکت مربوط به موبیلیتی ببیند و آن را بدون اینکه محدودیت حرکتی مشخصی داشته باشد، به برنامهاش اضافه کند.
یا چندین تمرین مختلف برای عضلات مشابه ذخیره کند، فقط چون هر کدام در یک ریلز با عنوان متفاوت معرفی شدهاند.
در این حالت، ورزشکار دیگر با یک برنامه تمرینی روبهرو نیست؛ با مجموعهای از تمرینهایی روبهرو است که نمیداند چه ارتباطی با هم دارند.
هر تمرین باید یک دلیل داشته باشد
یکی از مهمترین چیزهایی که یک ورزشکار باید یاد بگیرد این است که فقط اسم حرکات را نداند؛ بلکه دلیل انجام دادن آنها را بفهمد.
وقتی یک تمرین در برنامه قرار میگیرد، باید مشخص باشد که قرار است چه چیزی را تحت تأثیر قرار دهد.
قدرت؟
توان؟
عضلهسازی؟
استقامت؟
کنترل حرکتی؟
سرعت؟
آمادگی برای یک مهارت ورزشی؟
یا شاید آمادهکردن بدن برای بخش دیگری از تمرین؟
به همین دلیل، سؤال درست این نیست که:
«این تمرین خوبه؟»
سؤال بهتر این است:
«این تمرین برای من، با این هدف و در این مرحله از تمرین، چه کاربردی دارد؟»
چون یک تمرین میتواند برای یک ورزشکار بسیار مفید باشد و برای ورزشکار دیگری، در همان لحظه، انتخاب مناسبی نباشد.
تمرین خوب، لزوماً تمرین مناسب نیست
یکی از اشتباهات رایج در فضای مجازی این است که تصور کنیم برای هر هدفی یک سری «بهترین تمرینها» وجود دارد که همه باید انجامشان دهند.
در واقع، انتخاب تمرین فقط به خود حرکت بستگی ندارد.
هدف ورزشکار، سطح آمادگی، سابقه تمرینی، نیازهای فردی و جایگاه آن تمرین در کل برنامه هم اهمیت دارند.
برای همین ممکن است یک حرکت در یک برنامه عالی باشد و همان حرکت در برنامهای دیگر اصلاً ضرورتی نداشته باشد.
این موضوع در ورزشکاران مختلف حتی مهمتر هم میشود.
چون قرار نیست همهی ورزشکارها دقیقاً یک نیاز داشته باشند، حتی اگر رشته ورزشیشان یکی باشد.
اینستاگرام مشکل دیگری هم ایجاد میکند
شبکههای اجتماعی معمولاً هر تمرین را بهصورت جداگانه به ما نشان میدهند.
یک ویدئو فقط روی یک حرکت تمرکز میکند.
اما ورزشکار، تمرین را بهصورت یک سیستم نمیبیند.
نمیبیند قبل از این حرکت چه کاری انجام شده، بعد از آن چه چیزی قرار است انجام شود، شدت آن چقدر است، چند بار باید تکرار شود و اصلاً چرا در این بخش از برنامه قرار گرفته است.
در نتیجه ممکن است دهها تمرین خوب داشته باشد، اما هنوز نداند چطور باید از آنها استفاده کند.
دانستن تمرین با فهمیدن تمرین فرق دارد.
هدف ما حذف تمرینهای اینستاگرام نیست
قرار نیست با دیدن این مقاله بگوییم دیگر ریلزهای تمرینی را نبینید یا هر چیزی که در اینستاگرام دیده میشود بیارزش است.
اتفاقاً دیدن تمرینهای مختلف میتواند باعث آشنایی بیشتر ورزشکار با دنیای تمرین شود.
اما چیزی که اهمیت دارد این است که ورزشکار بتواند بین «دیدن یک تمرین» و «استفاده از آن تمرین» تفاوت بگذارد.
قرار نیست هر تمرینی که میبینیم وارد برنامهمان شود.
قرار است یاد بگیریم چرا یک تمرین انتخاب شده و چه زمانی باید از آن استفاده کنیم.
این همان چیزی است که ما در StarFit دنبالش هستیم
ما نمیخواهیم ورزشکار فقط یک لیست از تمرینها داشته باشد.
هدف این است که ورزشکار کمکم منطق برنامهاش را هم بفهمد.
بداند چرا این حرکت را انجام میدهد.
بداند چرا تعداد ست و تکرار اینگونه انتخاب شده.
بداند چرا یک تمرین در ابتدای جلسه قرار گرفته و تمرین دیگری در انتهای آن.
و مهمتر از همه، بتواند ارتباط بین تمرینها و هدف اصلی خودش را ببیند.
چون در نهایت، هدف فقط این نیست که ورزشکار بیشتر تمرینها را بشناسد.
هدف این است که وقتی یک تمرین میبیند، بتواند از خودش بپرسد:
«این تمرین دقیقاً چه مشکلی را برای من حل میکند؟»
از همینجا تمرین کردن از یک مجموعه حرکت تصادفی، تبدیل میشود به یک مسیر هدفمند.
تمرین بیشتر همیشه به معنی پیشرفت بیشتر نیست.
گاهی چیزی که ورزشکار بیشتر از یک تمرین جدید نیاز دارد، این است که بفهمد چرا همین تمرینهایی را که الان انجام میدهد را انجام میدهد.
و این دقیقاً همان سردرگمیای است که میخواهیم کمترش کنیم



